نوشتن برای زندگی‌ کردن

لطفا برای چند ماه نوشته‌های من رو تحمل کنید. چرا که فعلا با توجه به اینکه نه سوادی برای ارائه و نه توانایی خاصی در وبلاگ‌نویسی دارم، می‌نویسم تا نوشته باشم. اما به مرور زمان قطعا این روند بهبود پیدا خواهد کرد.

این چند روزه تقریبا در اکثر مطالبی که می‌خوانم اشاره‌ای به تفاوت خواندن یا دانستن چیزی و انجام دادن آن، شده‌است. اینکه تفاوت این دو برای یک شخص خیلی زیاد است و دانستن و خواندن نسبتا آسان ولی انجام دادن سخت است.

مثلا در کد نویسی تو صد‌ها ساعت آموزش ویدیویی ببینی و هزاران خط کد برنامه‌ هم بخوانی، آخر وقتی به تو می‌گویند فلان کد را خودت بنویسی خیلی خیلی باید فکر کنی تا بتوانی بفهمی چه را باید کجا استفاده کنی.

یا حتی همین نوشتن. تمام مطالب محمدرضا شعبانعلی و میثم مدنی و … را هم که بخوانی. آخر برای نوشتن چند خط باید کلی سختی بکشی تا اول از همه ایده‌ای برای نوشتن داشته باشی و تازه بعد از آن بتوانی آن را در قالب کلمات بیان کنی.

یکی از کار‌هایی که به نظر باعث می‌شود تو بتوانی آنچه را می‌دانی کمی به عمل هم نزدیک کنی همین نوشتن‌ است. نوشتن درباره‌ٔ یک چیز همان حکم آموزش آن را دارد. در صورتی که سعی کنی با کلمات خودت و نه با طوطی‌وار تکرار کردن کلمات و جملات آموزش بدهی، انرژی زیادی خواهی گذاشت تا مطلب را خودت کمی (و فقط کمی)‌ زندگی کنی. این زندگی کردن یک مطلب خودش به نظرم باعث ایجاد تسلط خواهد شد.

آرزو می‌کنم روزی توان این را داشته باشم که چیزی را به زبان نیاورم مگر اینکه آن‌ را تجربه کرده باشم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *